خرید بک لینک
دلم گرفته بود گفتم با هم فاضل نظری بخونیم ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!از من همین که دست کشیدی تو را سپاسبا من که آسمان تو بودم روا نبودچون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباسآیینه ای به دست تو دادم که بنگریخود را در این جهان پر از حیرت و هراسپنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاسدنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!روزی به امر کردن و روزی به التماسمگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرارچون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵ساعت 15:58 توسط محدثه محمدپور |

برچسب: شعر,فاضل,نظری, نویسنده: رضا صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:50

می خواهم درباره کلمه ای, حرف بزنم که همه ما به ان نیاز داریم تا بتوانیم در جامعه فعالیت کنیم. این کلمه اعتماد نام دارد. اعتماد همدیگر را با بی اخلاقی هایمان خدشه دار نکنیم. ادمی که اعتمادش بشکند همه چیزش از دست می رود و این سخت و شکننده است. ادم ها مانند هم نیستند. برخی با خدشه دار شدن اعتمادشان,دیگر به کسی, اعتماد نمی کنند, گروه دیگر سخت اعتماد می کنند. دسته سومی هستند که تنها به گروهی, خاص اعتماد می کنند.وای بر نابود کنندگان اعتماد ادم ها. + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:43 توسط محدثه محمدپور |

برچسب: اعتماد, نویسنده: رضا صالح‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:50

صفحه بندی